قبل از اینکه وارد هر نقاشی واقعی شویم ، عاقلانه است که کمی بیشتر در مورد تئوری رنگ و روانشناسی رنگ بدانیم. تئوری رنگ چیزی است که شما ممکن است در کلاس هنر درباره آن بحث کرده باشید و روانشناسی رنگ ارتباط بیشتری با احساسات و رفتار شما دارد. هر دو نقش خاص خود را در طراحی داخلی شما دارند.

بسیاری از مراکز تئوری رنگ در اطراف چرخ رنگ قرار دارند. بدون غواصی خیلی عمیق در اصطلاحات ، چرخ رنگ از چندین رنگ تشکیل شده است. از کلمه “رنگ” برای شناسایی خانواده های رنگی استفاده می شود. اینها رنگ های اصلی و ثانویه ای هستند که می شناسید: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش و ترکیبات آنها. چرخ رنگی سنتی شامل دوازده خانواده رنگی است.رنگ های نزدیک به هم روی چرخ به عنوان مشابه شناخته می شوند، در حالی که رنگ هایی که در روبروی یکدیگر هستند مکمل نامیده می شوند. فاصله بین رنگ های روی چرخ تعیین می کند که آنها تا چه اندازه کنتراست دارند. به عنوان مثال ، جفت شدن قرمز و نارنجی یک ترکیب رنگ با کنتراست کم است، اما قرمز و سبز با هم یک طرح رنگی با کنتراست بالا ایجاد می کنند.به روشنایی یا تاریکی سایه مقدار رنگ گفته می شود. رنگهای مختلف از یک رنگ – از روشن تا نیمه تیره تا تیره – دور هم جمع می شوند و یک طرح تک رنگ ایجاد می کنند، که می تواند یک ظاهر پیچیده برای یک اتاق باشد. اشباع میزان غالب بودن رنگ است و شدت آن درخشان بودن رنگ است و رنگهای خالص نسبت به رنگهای ترکیبی شدت بیشتری دارند.انتخاب رنگ مناسب رنگ دقیقاً علم نیست. این به معنای شخصی شما متصل به رنگهاست، جایی که روانشناسی رنگ به وجود می آید. گرچه بسیاری از شواهد روانشناسی رنگ حکایت دارد، اما وقتی صحبت از طراحی داخلی می شود به اندازه تئوری رنگ قابل توجه است. دور از اینکه یک اختراع مدرن باشد، روانشناسی رنگ از زمان های بسیار قدیم وجود داشته است که مصریان از رنگ هایی در عمل درمانی استفاده می کردند که از آن به عنوان کروموتراپی یاد می شود.

برای مطالعه مقاله‌های بیشتر اینجا کلیک کنید.